سال نوتون مبارك!

خرید بک لینک
راستش...امروز سر کار چون سرم خلوت بود...یه ذره گشتم دنبال اینکه ببینم کجا میشه رفت مسافرت...همه چی الان خیلی گرونه...خیلی...الان رزرو کردن جایی برای تابستون واقعا امکانش نیست...یعنی هست ها...منتها نه سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

I am definitely too hard on myself...
I never really tried to change it...It's just the way it is...That's just the way...
I'm Ok...even if I don't really believe it...I'm Ok...

سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

تموم شد!

گفتم که من خسته شدم...نه؟
امروز این درس و مشق و مدرسه تموم شد...اینکه تموم شدنش با تصورات من متوفات ه...یه قضیه اس...اینکه خوب بالاخره تموم شد یه چیزه ذیگه!

حالا بماند که تموم شدنش تازه یعنی شروع شدن یه مرحله دیگه...ولی تموم شد دیگه خلاصه

سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

من عصبانیم!من عصبانیم! من خودم میدونم چقدر عصبانیم...و نمیدونم با این عصبانیت چه باید بکنم...این که ندید گرفته بشه همه چی...این که بشه وظیفه من...این که اصلاً خوب مهم نیست...و من عصبانیم...این که هر وقت یه چیزی سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

از شنبه که این خبر اومد بیرون...نمیتونم باور کنم...نمیتونم خودم رو بذارم جای حانواده هاشون...نمیتونم تصور کنم اون شب قبل از رفتنشون رو که چمدون هاشون رو بستن...شاید هم مثل من رفته بودن قبلش آجیل و گز سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

کلی نگاری...میشه یه حقیقتی رو اعتراف کنم؟ من راستش اصلاً نمیدونم مثلاً وقتی آقای ف. کار پیدا کنه اوضاع چجوریه؟ من راستش انگار عادت کردم به این وضع...انگار یه جوری حس میکنم خوب همینه ذیگه! همینجوری قراره زندگی ما سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

این یکی دو روزه خیلی اومدم اینجا...دلیلش شاید میتونه این باشه که دفعه قبل که رفتم ایران دفتر خاطرات های قدیمیم رو با خودم و چند روز پیش برای یگی از دوستام صفحه اول از اولین دفتر خاطراتم رو فزستادم...و سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

راستش ما چند روز پیش یه پروژه بزرگی اومد سمتمون...بعد رییسم اومد بهم گفت...منم گفتم اوکی و اینا و یه ذره هم راستش ریسپکت دارم من نسبت به این پروژه! خیلی بزرگه! بعد اینا دنبال یکی میگردن از طرف دانشگاه سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:32

راستش اين چند روز اخير خيلى داشتم به اين فكر ميكردم كه چى از سال قبل جمع كردم، چى ميخوام تو سال نو ميلادى به دست بيارم…حالا نميدونم چرا امسال اينقدر به اين قضيه فكر كردم…شايد چون مريض بودم و تو خونه و سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 20:59

راستش من ميدونم كه عصبانيم…من ميدونم كه از چى عصبانيم…منتها هيچ كارى راجعبش نميشه كرد…راستش ديگه دليل عصبانيتم هم داره تموم ميشه…اما…اما…اما…نميدونم آيا اين شرايط رو ميشناسين…كه آدم يه زمانى يه قضيه ا سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 20:59

صفحه بندی